دومین روز ماه اردیبهشت همیشه به یادم می مونه چون.......
دومین روز ماه اردیبهشت رو بارها و بارها در این ده سال توی ذهنم مرور کردم
روزی که به عنوان منشی صحنه به گروه تاتری معرفی شدم و فردا متن همون تاتر ور کارگردان بهم داد تا حفظ کنم ....شدم بازیگر رسمی همون گروه......چهار سال بعد با کارگردان گروه یاد شده ازدواج کردم و الان تورو داریم
افشین جونم ساعت ۱۲.۲۰ روز یکشنبه دوم اردیبهشت رو یادم نمیره .......
خیلی دوست دارم با همه سروکله زدنهایی که موقع تمرین باهم داشتیم و بگو مگوهایی که هیچوقت تمومی نداشت و وقتی اجرا تموم میشد همه چیزو از یاد میبردیم...چقدر زود با همه کمو زیادهاش این ۱۰ سال گذشت..........همیشه کنارم باشی تا آخرین لحظه ای که سلول های قلبم داره کار میکنه
آمین
پی نوشت: دخی جون الان که این متن ور مینویسم بعد یک سال ونیم اومدم به سرزمین پدری ات و تو هم اولین بار هست که اینجارو میبینی
الان که دارم این متن رو مینویسم اومدم اونجایی که منو بابات برای بار اول همدیگرو دیدم
خیلی خوشحالم


دومین روز ماه اردیبهشت همیشه به یادم می مونه چون.......
